ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

93

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

كه سه نوع خط داشتند متبحر گرديد . اين خطوط كه خط عامه مردم و خط خواص كه خط كاهنان و خط پادشاهان مىباشد . هنگامى كه در اراقليا « 1 » بود با پادشاه آنجا ارتباط داشت . چون ببابل رفت با روساء خلذايون ارتباط برقرار كرد و نزد زارباطا درس خواند . وى ( زارباطا ) فيثاغورس را به راه صدّيقين آشنا كرد و به او سماع كيان را شنوانيد . همچنين اوائل هر چيز را به او تعليم داد ، لذا حكمت فيثاغورس بر ساير حكمتها ترجيح يافت و بوسيلهء او راه ارشاد مردم پيدا شد و به آن وسيله مردم از راه خطا منصرف گرديدند ، زيرا فيثاغورس از هر علمى بميزانى كه در هر امتى و در هرجا بود بهره‌مند شد . در ابتداى كار بر قاراقوديس حكيم سريانى در شهر ديلون سوريه وارد شد ، ولى قاراقوديس از آنجا بيرون آمد و بساموس رفت . قاراقوديس مبتلى به مرضى شده بود كه شپش در بدنش توليد مىگرديد و چون بيمارى او شدت يافت ، شاگردانش او را بافسس آوردند « 2 » و چون بيمارى او شديدتر شد ، باهالى افسس مراجعه و از آنها خواهش كرد و قسم كه او را از شهر خود دور سازند . آنها هم او را به شهر ماغانيسيا برده و شاگردانش از او توجه نمودند تا وفات كرد و در همان جا دفنش نموده و قصه او را بر قبرش نوشتند . فيثاغورس بعدا به شهر ساموس برگشت و در نزد ارمودامانيطس ( ارمودامانيس ) حكيم الهى كه كنيه‌اش قراوفوليو بود بعد از استاد اول خود ، درس خواند . و بعدا در شهر ساموس بود با ارمودامانيس حكيم كه كنيه‌اش افروقوليم بود ملاقات كرد و مدتى در خدمت او ماند و رياست ساموس به فولوقراطيس رسيد . فيثاغورس اشتياق بملاقات و اجتماع با كاهنان پيدا كرد كه در مصر بودند ، لذا بنزد فولوقراطيس رفته خواهش كرد ، در اين كار به او كومك

--> ( 1 ) - شهر قديمى در آسياى صغير - بيزانس كه امروز آن را ايركلى مىنامند . ( 2 ) - شهرى قديمى بر ساحل درياى اژه كه معبد ديانا در آن بود و امروز خرابه است .